اعتراض ونزوئلا به دستگیری تاجر راهی ایران

[ad_1]

الکس ساب روز ۲۳ خرداد در دماغه سبز، در حالی بازداشت شده که هواپیمای حامل او از ونزوئلا در راه ایران، در این مجمع‌الجزایر شمال غرب آفریقا، در حال سوخت‌گیری بود. نیکول ناواس اکسمن، سخنگوی دادگستری ایالات متحده، تأیید کرده است که ساب در پی هشدار قرمز پلیس بین‌الملل در دماغه سبز بازداشت شده است. دولت ونزوئلا بازداشت این فرد را یک عمل «غیرقانونی تجاوزکارانه» توصیف کرده است. خبرگزاری آسوشیتدپرس با ذکر این خبر می‌نویسد که دستگیری الکس ساب در راه سفر به ایران ضربه بزرگی به دولت نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، به‌شمار می‌آید، زیرا مقامات آمریکایی معتقدند که او از رازهای زیادی از مسائل مالی دولت مادورو خبردار است. مقامات آمریکایی می‌گویند که الکس ساب در قضیه «فسادهای مالی چند میلیون دلاری» در قراردادهای دولتی بین رهبر ونزوئلا، خانواده او و مقام‌های اصلی دولتش نقشی کلیدی دارد.

مقام‌های آمریکایی از سال‌ها پیش به دنبال دست یافتن به الکس ساب بودند و هنوز مشخص نیست که چگونه موفق به دستگیری کردن او شده‌اند. گزارش‌ها در مورد بازداشت الکس ساب در راه ایران در حالی منتشر می‌شود که اخیراً تهران به این کشور آمریکای لاتین نفت ارسال کرده است؛ آنچه خود با واکنش تند واشینگتن روبه‌رو شده ‌است. در خرداد ماه چند نفتکش ایرانی صدها هزار بشکه بنزین و فرآورده‌های سوختی را به ونزوئلا منتقل کردند. خود مادورو پس از رسیدن نفتکش‌ها گفته بود، به زودی برای بستن قراردادهای جدید به تهران سفر خواهد کرد.

 

مخالفان مادورو می‌گویند پول فرآورده‌های سوختی با طلا و شرکت‌های کاغذی تحت کنترل الکس ساب پرداخت می‌شود. دولت ونزوئلا که می‌گوید او برای «خرید غذا و نیازمندی‌های درمانی» راهی سفر بوده به شدت به دستگیری او اعتراض کرده و در بیانیه‌ای که شامگاه شنبه منتشر کرده است مدعی است حکم بازداشت پلیس بین‌الملل برای الکس ساب یک روز پس از دستگیری او «صادر شده» و این «نقض هنجارهای بین‌المللی و قوانین مصونیت دیپلماتیک است.» دولت ونزوئلا در این بیانیه گفته است که از تمامی اقدامات قانونی و دیپلماتیک برای آزادی الکس ساب فروگذار نخواهد کرد. بنابراین گزارش نزدیکترین سفیر دولت مادورو به دماغه سبز سفیر این کشور در سنگال است اما به خاطر محدودیت‌های مرتبط با بحران کرونا موفق به حضور در محل دست‌گیری نشده‌است. استیون منوچین، وزیر خزانه‌داری آمریکا، می‌گوید که الکس ساب با افراد حلقه نزدیک به مادورو «با مدیریت شبکه‌ای گسترده از فساد، بی‌شرمانه از مردم گرسنه این کشور بهره‌کشی می‌کنند.»

 

به گفته او افراد این شبکه «از غذا به عنوان حربه‌ای برای کنترل اجتماعی، پاداش دادن به حامیان سیاسی و تنبیه مخالفان استفاده می‌کنند و در جریان این کار صدها میلیون دلار هم با ترفندهای مختلف به جیب می‌زنند.» آمریکا و دماغه سبز توافقی برای استرداد مظنونان و متهمان ندارند و وضعیت پیش‌روی الکس ساب هنوز روشن نیست. بازداشت الکس ساب با استقبال خوان گوایدو، رهبر مخالفان ونزوئلا، روبه‌رو شده‌است. گوایدو از سوی ایالات متحده و ده‌ها کشور دیگر به‌عنوان رئیس‌جمهوری موقت ونزوئلا به رسمیت شناخته می‌شود.

[ad_2]

Source link

سعید حجاریان: اصلاح‌‌طلبان نمی‌توانند روی ۲ صندلی بنشینند

[ad_1]

«احیای اصل اصلاحات»، «ضرورت تدوین مانیفست اصلاح‌طلبی براساس ۴ معیار»، «پیرایش هویت اصلاحات و ساختن هویتی جدید از دل آن» و «گلایه از عذرخواهان جریان اصلاحات و ضرورت روشن ‌شدن مرزبندی‌های جدید در این جریان» نسخه سعید حجاریان برای خروج اصلاحات از رخوت و به‌روز شدن آن است. مصاحبه با او را از مرزبندی‌های اخیر تندرو و کندرو در جریان اصلاحات شروع کردیم؛ برچسبی که اگرچه زمانی از سوی جریان رقیب به این جریان وارد می‌شد اما چندصباحی است در دل این جریان بروز یافته و خود اصلاح‌طلبان را به رودررویی با هم واداشته است. به باور حجاریان، شدت‌گرفتن بحث تندرو و کندرو چند خاصیت دارد؛ از جمله اینکه مسئله نمایندگی اصلاح‌طلبان را تا حدودی ترمیم می‌کند. حجاریان می‌افزاید: مثلا اگر اصلاح‌طلبی در ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای، ۱۸تیر، توقیف نشریات یا دیگر مسائل مانند انتخابات مجلس ششم اصلاح‌طلبان را مقصر بداند، خودبه‌خود بی‌اعتبار می‌شود و به اعتبار جریان پیشروی اصلاح‌طلبان اضافه می‌کند.
وی سپس به دوستانش – اصلاح‌طلبان – توصیه می‌کند اگر در گفتار و کردارشان گرهی از کار کشور باز نمی‌کنند و کمکی به تعمیق تفکر نمی‌کنند، لااقل به ته‌مانده جریان اصلاحات لطمه نزنند! حجاریان معتقد است اصلاح‌طلبی علاوه بر دمکراسی و لوازمش باید درباره ۴ مولفه «عدالت»، «بحث شهروندی»، «الگوی سیاست‌ورزی»‌ و «سیاست خارجی» نظر دقیق و صریح داشته باشد.
او در اهمیت این مهم می‌افزاید: اصلاح‌طلبی و اصلاح‌طلبان دیگر نمی‌توانند همزمان روی ۲ صندلی بنشینند و هم این باشند و هم آن؛ حالا ممکن است کسی اسم این رویکرد را تندروی بداند، خب بداند! مشروح گفت‌وگوی ما با تئوریسین نامدار جریان اصلاحات در پی می‌آید.

  • گفت‌وگوی ما درباره تندروی و کندروی در سیاست ایران است که به ‌نظر می‌رسد مرزبندی‌های سیاسی سختی را ایجاد کرده است. این مرزبندی به‌نظر می‌رسد حتی درون جریان اصلاحات هم به‌مثابه یک تاکتیک در حال انجام است.

مرزبندی در سیاست، گریزناپذیر است و نیروها و اندیشه‌های سیاسی، به‌ویژه بخش‌هایی که سازمان‌یافته‌اند، در مقاطعی باید دست به مرزبندی بزنند. این مرزبندی‌ها گاه به‌صورت پیش‌دستانه است و گاهی جنبه هویتی و دفاع از خود می‌گیرد. من موافق هر دو اینها هستم و معتقدم ضروری است جریان اصلاحات از برخی تفکرها و جریان‌ها زدوده شود. اگر توجه کرده باشید، طی سالیان گذشته من بارها تحت عناوین مختلف از بازسازی و بازآرایی گفته‌ام؛ زمانی از مرگ اصلاحات و چگونگی زنده ساختن آن گفتم و مدت‌ها بعد از ضرورت تشکیل هسته سخت اصلاحات؛ همه اینها معطوف به‌نوعی مرزبندی بوده که حتماً تندروی و کندروی هم در آن مستتر است.

  • ریشه بحث تندروی و کندروی کجاست؟ از چه مقطعی اصلاح‌طلبان با این خط‌کش از دیگر نیروهای سیاسی تفکیک شدند؟

بعد از انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ از آن مقطع، زمزمه‌هایی بلند شد که جریان پیروز انتخابات تندرو و رادیکال است. این عبارت‌ها اول بار از سوی شکست‌خوردگان مطرح شد و گفتند، ستاد خاتمی بر تخریب ناطق نوری متمرکز شده و ذیل آن پروژه قاطبه جریان راست سنتی را بی‌اعتبار کرده و حتی تمامیت نظام را هدف قرار داده است. این زمزمه‌ها در انحصار این جریان نماند و به‌مرور، به جریان راست مدرن و اصلی‌ترین نماینده آن، حزب کارگزاران سازندگی رسوخ کرد و آنها نیز گفتند جریانی درون دوم خرداد، به‌ترتیب در دولت، شورای شهر، مجلس و دیگر نهادها فرض را بر تندروی و تقابل گذاشته است. این رویه متأسفانه به درون جریان محوری اصلاحات هم کشیده شده است و بعضی اصلاح‌طلبان به‌عنوان انتقاد از خود، به عقبه ‌خود می‌تازند که به‌عنوان نمونه می‌توانم به اظهارات متأخر بعضی دوستان عزیز اشاره کنم. حتی می‌توان به گفتارهای منتسب به آقای خاتمی هم ارجاع داد که ایشان هم بعضی را تندرو می‌داند!

  • مبنای استدلال منتقدان که بخشی از جریان اصلاحات را هم دربر می‌گیرد، روشن است. اینها معتقدند بخشی از نیروهای منتسب به این جریان به‌ مبانی اصلاح‌طلبی پایبند نیستند؛ گاه انقلابی می‌شوند ولی از رویکرد پارلمان‌تاریستی صحبت می‌کنند.

من صحبت کردن در این‌باره را بسیار مفید می‌دانم و امیدوارم سایر دوستان هم به‌تدریج اظهارنظر کنند. واقعیت این است که اصلاح‌طلبی چارچوب مشخصی دارد؛ اگر از آنها عدول کنیم دیگر اصلاح‌طلب نیستیم و من توصیه می‌کنم این قبیل دوستان، به پارادایم‌های گذشته‌شان بازگردند یا لااقل به احزاب همسو بپیوندند تا هزینه اصلاح‌طلبان تندرو بر آنها بار نشود! مثلاً شما به نمونه سازمان مجاهدین انقلاب توجه کنید. طیفی از دوستان مانند آقایان قدیانی، آقاجری و با کمی اختلاف تاج‌زاده رویکرد انتقادی‌تر پیش گرفته‌اند و طیفی دیگر مانند آقای نبوی معتدل هستند و حتی به سمت حزب کارگزاران سازندگی گرایش پیدا کرده‌اند. خب، این اختلاف‌نظر از جنس انشعاب -که پیش‌تر در این حزب رخ داد- نیست اما از نوعی مرزبندی حکایت دارد. حالا شاخص تندروی و کندروی چه‌کسی و کدام رویکرد است؟ قدیانی، آقاجری و تاج‌زاده به‌زعم برخی تندرو هستند چون انتقادات مبنایی مطرح می‌کنند و نبوی تندرو نیست چون حتی از دولت روحانی هم انتقاد نمی‌کند. من معتقدم باید هر دو صدا را به‌رسمیت شناخت اما ضروری است که مرزها شفاف‌ شود. در نیروهای حزب مشارکت هم، چنین الگویی صادق است. افرادی رویکرد انتقادی دارند و به‌دنبال اصلاحات عمیق‌تر هستند، اما عده‌ای همچنان گرایش انجمن اسلامی دارند؛ چه در اعلام موضع و چه در الگوی فعالیت جمعی. مع‌الوصف، ضرورت دارد هر کس جایگاه خودش را مشخص کند. نمی‌شود از عنوان و سابقه اصلاح‌طلبی خرج کنید، در مناسبت‌ها و دیدارهای رسمی خود را نماینده طیف پیشروی این جریان معرفی کنید و نهایتاً، مانند اصولگرایان موضع بگیرید.

  • شما از چارچوب‌های لایتغیر اصلاح‌طلبی و ضرورت مشخص کردن جایگاه‌ها گفتید. این چارچوب‌ها چیست و چگونه می‌توان آنها را در قالب نوعی دستور کار صورت‌بندی کرد.

امروز، قریب ۲۳ سال از دوم خرداد گذشته و چارچوب‌ها کم‌وبیش مشخص است. شاید، بتوانیم برای اصلاح‌طلبی متنی از جنس مانیفست تهیه کنیم تا افراد و احزاب خود را با آن تطبیق دهند و دیگران نیز بتوانند سره را از ناسره تشخیص دهند. اما در کوتاه‌مدت معتقدم اصلاح‌طلبی علاوه بر دمکراسی و لوازم‌اش باید درباره چند مؤلفه نظر دقیق و صریح داشته باشد. نخستین آنها «عدالت» است. به هر حال یکی از بن‌مایه‌های انقلاب، خیزش علیه نابرابری و فاصله طبقاتی بود که اکنون با هر دو درگیر هستیم. پس، فرد یا حزب اصلاح‌طلب باید به‌لحاظ نظری و عملی بداند و بگوید پاسخ‌اش به مسئله عدالت چیست. این امر مستلزم آن است که فساد و ناکارآمدی خودی و غیرخودی نشود و نقد دائماً در جریان باشد حتی اگر نزدیک‌ترین افراد مورد انتقاد قرار بگیرند.
دومین آنها بحث «شهروندی» است. چه بپذیریم، چه نپذیریم شهروند درجه دوم و شهروندانی که اساساً به رسمیت شناخته نمی‌شوند، بخشی از واقعیت موجود هستند. فرد یا حزب اصلاح‌طلب باید مشخص کند آیا به «شهروند برابرحقوق» معتقد است یا او هم شابلون و متر و معیارهای محدودکننده دارد؛ مثلاً باید بگوید آیا نظارت استصوابی صرفاً به‌دلیل حذف اصلاح‌طلبان ناصواب است یا چون شایسته‌ستیز است، باید لغو شود. سومین مؤلفه، «الگوی سیاست‌ورزی»‌ است. سیاست‌ورزی، شاید از شدت تکرار از معنا خالی شده باشد، اما مردم باید بدانند اصلاح‌طلبان مطابق چه اصول و با چه اهدافی سیاست‌ورزی می‌کنند. آیا کسی که به هر قیمت خود را درون بازی از پیش تعیین‌ شده سیاست پرتاب می‌کند، اصلاح‌طلب است؟ آیا کسی که ناظر شرایط موجود است و سیاست داخلی را متغیر درجه دوم می‌داند، اصلاح‌طلب است؟ لااقل، پاسخ من به هر دو پرسش منفی است. اصلاح‌طلبی باید بر سر اصول و شروط و راهبردهایی بایستد و اگر چنین نکند بی‌هویت می‌شود. چهارمین مؤلفه «سیاست خارجی» است. واقعیت این است دیگر نمی‌توان در سیاست‌ خارجی از راهبردهای دوگانه سخن گفت و تعارف کرد. یا سیاست خارجی کشور در خدمت توسعه و منافع ملی است، یا فاقد چنین نقشی است و در خدمت توسعه نیست. فرد اصلاح‌طلب بدون مسامحه باید اعلام کند، حامی کدام راهبرد است و صف خود را از راهبردهای هزینه‌ساز جدا کند. به این مؤلفه‌ها می‌توان مواردی دیگر را اضافه کرد اما باید به یک گزاره وفادار بود؛ اصلاح‌طلبی و اصلاح‌طلبان دیگر نمی‌توانند همزمان روی دو صندلی بنشینند و هم این باشند و هم آن. حالا ممکن است کسی اسم این رویکرد را تندروی بداند، خب بداند!

  • به همان بحث تندروی برگردیم. آیا سنجه و شاخصی برای تفکیک تندروی از کندروی وجود دارد؟

این‌ دو معمولا در سطح الفاظ بوده‌اند اما باید سنجه‌هایشان تعریف و تدقیق شود. اولا باید یک نگاه تاریخی را ضمیمه کارمان کنیم تا بدانیم این خط‌کشی‌ها به چه دلیل آغاز شده است. زمانی کسانی که دوم خردادی‌ها را رادیکال خواندند، به این نتیجه رسیدند که خاتمی خوب است و مشکل از اطرافیان‌ اوست. اطرافیان هم اسم رمز حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب بود. یعنی اگر آنها حذف شوند، مشکلی با خاتمی وجود ندارد. اما هرچه پیش‌تر آمدیم، دیدیم دایره تندروها گسترده شد! کسانی را تندرو خواندند که اندک فعالیتی در عرصه عمومی نداشتند و این نشان می‌داد مشکل جای دیگری است و دوگانه تندرو-کندرو برساخته ذهنی است. اما ببینیم تندروها چه کسانی بودند. مبدأ بحث ما دوم خرداد بود، و من هم به همان زمان ارجاع می‌دهم.
به ‌نظر من نخستین جرقه‌های تندروی که معطوف به عمل سیاسی بود، مربوط می‌شود به ستاد انتخاباتی آقای خاتمی در بندرعباس. آنجا ستاد را به آتش کشیدند و یکی از اعضای ستاد در آتش سوخت و از دنیا رفت. علاوه بر این چندین نوبت به میتینگ‌ها و سخنرانی‌های ستاد خاتمی حمله شد که شرح این وقایع کمابیش به قلم مرحوم بابک داد ثبت و ضبط شده است. ولی شاید بد نباشد به جلد جدید خاطرات مرحوم هاشمی – انتقال قدرت – ارجاع بدهیم. بنا به روایت ایشان، از ۳۱فروردین ۱۳۷۶ حملات انصار حزب‌الله به خاتمی شروع شد و همینطور جسته و گریخته صحبت‌هایی از فشار بر خاتمی به میان می‌آمد تا حدی که شائبه حمایت مستقیم رهبری از آقای ناطق مطرح شد. حتی هاشمی به دیداری با آقای روحانی ارجاع داده و در صفحه۱۵۴ کتاب می‌نویسد: «دکتر حسن روحانی آمد. اظهار نگرانی کرد از اینکه پس از موضع‌گیری رهبری، اگر آرای مردم با نظر ایشان هماهنگ نباشد، ضربه بزرگی به نظام خواهد بود و اینگونه موضع را اشتباه می‌داند…» بخش زیادی از خاطرات این برهه زمانی مربوط است به حمایت‌های یک‌سویه، وزن‌کشی‌ها، تندروی‌ها و مقابله با نظر مردم. تا اینکه هاشمی در تاریخ ۳۰ اردیبهشت می‌نویسد: «آقای موسوی خوئینی‌ها، تلفنی خبر داد که با حکم دادگاه انقلاب، امشب دارند ستاد انتخابات آقای خاتمی را تخلیه می‌کنند.» خب اینها نشانه‌های تندروی است. حالا باید بپرسیم دوم خردادی‌ها تندرو بودند یا جریان مقابل‌شان. من برای جلوگیری از طولانی‌شدن بحث از ارجاع به روزنوشت‌های بعدی هاشمی و ذکر بعضی دیگر از مسائل خودداری می‌کنم اما خوب است علاقه‌مندان سیل عذرخواهی‌های معاونان و مدیران وزارت اطلاعات آقای فلاحیان را در این جلد از خاطرات آقای هاشمی بخوانند. به‌عنوان نمونه هاشمی در روزنوشت ۱۷خرداد می‌نویسد: «جمعی از مدیران وزارت اطلاعات آمدند. از احتمال اینکه در کابینه جدید، وزیر خارج از اطلاعات بیاورند و جمع‌شان را پراکنده کنند، اظهار نگرانی نمودند. از دخالت در انتخابات به نفع آقای ناطق نوری شرمنده‌اند. برای اینکه وزیر جدید، فردی از خودشان باشد، استمداد کردند.» اینها همان افرادی بودند که کارناوال عاشورا را ساختند و در گذشته نیز سوابق مشعشعی داشتند! خب، اینها مگر نشانه تندروی نیست؟

  • به‌نظر منظور منتقدان تندروی، چه از درون و چه از بیرون جریان اصلاحات، عملکرد دوم‌خردادی‌ها یا اصلاح‌طلبان پس از ورود به قدرت است.

اگر اینطور باشد، باز هم می‌شود مبتنی بر داده‌های تاریخی و تحلیلی نشان داد تندروها چه کسانی بودند. ببینید؛ چند مسئله درباره چپ‌ها (خط‌امامی‌ها یا اصلاح‌طلبان) مطرح است؛ اعدام وابستگان رژیم پهلوی، اشغال سفارت آمریکا، انفجار نخست‌وزیری و حتی قتل‌های سال۱۳۶۷! من هم منتقد اقداماتی مثل اعدام و اشغال سفارت هستم، اما این مسائل را باید امتداد انقلاب دانست و گفت منشأ صدور این احکام و دلیل بروز این اتفاق‌ها در همان اندیشه انقلابی است و نمی‌توان آنها را به اقدامات یک فرد یا چند جوان دانشجو تنزل داد. درباره پرونده انفجار نخست‌وزیری هم که بحمدالله همه دوستان ما را چندسال پس از واقعه زندانی کردند، در انفرادی نگه داشتند و مفصل بازجویی کردند؛ آن هم در دوره سیطره چپ‌ها! الان هم معتقدم هر نوع اتهامی متوجه چپ‌هاست، کنفرانس خبری بگذارند و اعلام کنند. اعدام‌های سال۱۳۶۷ هم بحث خاص خود را می‌طلبد، اما اجمالا می‌توانم بگویم اولا آن اقدامات اساسا نمی‌توانست در سطح اقدامات و تصمیم‌های یک جریان سیاسی رخ دهد، ثانیا دست‌اندرکاران در قید حیات هستند و حتی از اقداماتشان دفاع می‌کنند. اما کسی که درباره این مسائل حساس است، چه خوب است کارنامه آقای لاجوردی را هم بررسی کند و گریزی به دوره فعالیت آقای فلاحیان در وزارت اطلاعات بزند. شعبه۷ دادستانی و وزارت اطلاعات آقای هاشمی در اختیار جریان راست بود و کیس‌های زیادی هم قابل بررسی است. نقد من به هاشمی اینجاست. ایشان دوم خردادی‌ها را رادیکال می‌دانست اما هیچ‌گاه مسئولیت وزارت اطلاعات دوره خود را نپذیرفت. مگر می‌شود آن حجم از وقایع ریز و درشت رخ دهد و رئیس‌جمهور -آن هم با سطح اختیارات دوره سازندگی- بی‌اطلاع باشد؟ چرا هاشمی سکوت کرد؟! به هر حال یک نفر باید پاسخگوی کارنامه سعید امامی و باندش می‌بود.

  • در دوره اصلاحات چطور؟

در این مقطع هم از سوی اصلاح‌طلبان تندروی رخ نداد و نمی‌دانم چرا دوستان بر سر عذرخواهی رقابت می‌کنند. جریان انصار حزب‌الله انتهای منطقی تندروی خیابانی بود و وقت زیادی از دولت اصلاحات گرفت. شما امروز نمی‌توانید تصور کنید وزیر دولت مستقر را در خیابان کتک بزنند، اما اینها نوری و مهاجرانی را کتک زدند. شما نمی‌توانید تصور کنید رسماً اسامی سوژه‌های ترور منتشر شود و تهدید به قتل کنند، اما کردند. ببینید؛ اینها دکترسروش را کتک زدند و حتی قصد از بین بردن او را داشتند؛ به چه جرمی؟ بحث اندیشه‌ای. در این دوره، سطوحی از قدرت رسما در موضع جنگ با دولت قرار داشتند. وزارت اطلاعات آقای دری نجف‌آبادی رسما حرف رئیس‌جمهور را نمی‌خواند! خب، اینها همه یعنی چه؟ کمی صریح‌تر حرف بزنم. من معتقدم حتی اکبر گنجی هم رادیکال نبود، او واقعیت‌ها را ‌نوشت… شما توجه کنید که بخشی از اتهامات ما یا به بیان برخی، تندروی‌های ما مربوط است به انتقاد از هاشمی. هاشمی در دوره اصلاحات حقیقتا دمکرات نبود اما دوری از قدرت و نگاه درجه دوم به وقایع ایشان را به نقطه‌ای رساند که موضع‌گیری‌های دقیق و اصلاحی کند تا اینکه از سال۱۳۸۴ به بعد، اساساً هاشمی جدیدی متولد شد.

  • در انتخابات سال۱۳۸۸ چطور آن زمان هم اصلاح‌طلبان متهم به تندروی شدند…

بسیار خب! باید مصداقش را بگویند. در آن انتخابات، همان وقایع ستاد به‌آفرین در قیطریه تکرار شد اما به‌شکل سیستماتیک. مگر می‌شود ستاد انتخاباتی یک نامزد را پلمب کرد؟ مگر می‌شود با حکم سفید امضا افراد یک ستاد را دسته‌جمعی بازداشت کرد؟ من معتقدم دوستان عذرخواه باید تاریخ بیست و چندساله اصلاحات را چند مرتبه دوره کنند تا بدانند تندروی‌ها از سوی چه کسانی سر زده است.

  • دوستان به ته مانده جریان اصلاحات لطمه نزنند

من معتقدم شدت گرفتن بحث تندرو و کندرو چند خاصیت دارد. اول اینکه مسئله نمایندگی اصلاح‌طلبان را تا حدودی ترمیم می‌کند. مثلا اگر اصلاح‌طلبی، در ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای، ۱۸تیر، توقیف نشریات یا دیگر مسائل مانند انتخابات مجلس ششم، اصلاح‌طلبان را مقصر بداند، خودبه‌خود بی‌اعتبار می‌شود و به اعتبار جریان پیشرو اصلاح‌طلبان اضافه می‌کند چرا که لااقل امروز مشخص است مسئله برخورد با نشریات به چه قصدی بوده و قاضی مخلوع چه پروژه‌ای را پیش برده است. یا در قضیه مجلس ششم مشخص شد مسئله نطق آتشین و مسائل حقوقی و استعفا نبوده است، روندی در جریان بود که به‌تدریج نهاد قانونگذاری خالی از محتوا شود. اما من به دوستان توصیه می‌کنم اگر در گفتار و کردارشان گرهی از کار کشور باز نمی‌کنند و کمکی به تعمیق تفکر نمی‌کنند لااقل به ته ‌مانده جریان اصلاحات لطمه نزنند! من معتقدم اصلاح‌طلبی باید نقد شود. این کار به قوت گرفتن اصلاح‌طلبی کمک می‌کند. اصلاح‌طلبان هم باید نقد شوند و تک‌تک‌شان به نقد کشیده شوند اما نه از موضع‌ تندروی.
شاید بتوان آنها را از منظر فرصت‌سوزی نقد کرد زیرا آنها خیلی کارها را باید می‌کردند و نکردند. اما من با دست‌وپا کردن هویت‌ جدید مخالفم و اعتقاد دارم با پیرایش همین هویت، هویتی جدید ساخته می‌شود. یعنی از درون خاکستر، جرقه‌ها بیرون می‌زنند و روشنی می‌آفرینند. از آن سو، قدرت گرفتن راست‌های رادیکال باعث می‌شود که بسیاری از اصلاح‌طلبان دست‌آموز کم‌کم‌ به کنجی بخزند یا به‌دنبال کاسبی بروند یا حتی به اردوی رقیب نقل مکان کنند. به‌قول معروف فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون! هنگامی که با بلا امتحان شوند، مؤمنان کمتری باقی خواهند ماند. این بلاها شامل حذف از بوروکراسی، قطع شدن مواهب، تنگ‌تر شدن فضای رسانه، فیلترینگ، تجسس‌های مضاعف و… خواهد بود. این رویه نوعی خودپالایشی را به‌دنبال دارد و از دل آن هویت اصلی اصلاح‌طلبان احیا می‌شود و آنها که دوام می‌آورند مانند درختان استوار گذر کرده از توفان می‌مانند تا ان‌شاءالله نسل جدید اصلاح‌طلبی پروار شده و راه را ادامه دهد.

[ad_2]

Source link

ترامپ: با دشمن نامرئی که از چین آمده مواجهیم

[ad_1]

«دونالد ترامپ» امروز شنبه در سخنرانی بار دیگر چین را به دلیل شیوع ویروس کرونا مورد انتقاد قرار داد و گفت که این کشور منشأ شیوع این ویروس بوده است. وی که در دانشگاه ارتش در «وست‌پوینت» سخنرانی می‌کرد، گفت: «ارتش آمریکا با یک دشمن نامرئی که از چین آمده مواجه است.» ترامپ در ادامه گفت: «ما پلیس جهان نیستیم اما اگر مردم ما مورد تهدید قرار بگیرند برای اقدام کردن هیچگونه تردیدی نمی‌کنیم. از الان به بعد ما فقط برای پیروزی جنگ خواهیم کرد.»

شمار قربانیان در جهان از ۴۲۵ هزار نفر گذشت

خبرگزاری فرانسه گزارش داد شمار قربانیان ویروس کرونا در جهان تا روز جمعه ۲۳ خرداد از ۴۲۵ هزار نفر گذشت.

طبق این گزارش شمار مبتلایان به این ویروس نیز در جهان به بیش از هفت میلیون و ۶۳۲ هزار نفر رسیده است. این در حالی است که روز جمعه سازمان بهداشت جهانی هشدار داد که آمریکای شمالی و جنوبی به کانون اصلی شیوع ویروس کرونا بدل شده‌اند. به گزارش رویترز، مایک رایان، کارشناس موارد اضطراری در سازمان جهانی بهداشت در این زمینه گفته است، شیوع ویروس کرونا در دو منطقه آمریکای مرکزی و جنوبی «بسیار فعال» است. مایک رایان که در کنفرانس خبری صحبت می‌کرد، اظهار داشت، وضعیت در برزیل اکنون به ویژه در مناطق پرجمعیت این کشور به طور مضاعفی مایه نگرانی است. وی اضافه کرده است، شبکه درمانی در برزیل در تلاش است تا با همه توان با شیوع این بیماری همه گیر مقابله کند و هم اکنون ۹۰ درصد از ظرفیت این شبکه تکمیل شده است. برزیل با توجه به شمار مبتلایان و قربانیان ویروس کرونا در رتبه دوم قرار دارد. بیش از ۸۰۰ هزار مبتلای قطعی در برزیل وجود دارد و شمار قربانیان نیز بیش از ۴۱ هزار نفر اعلام شده است. سازمان بهداشت جهانی هم می‌گوید، در مکزیک ۱۳۰ هزار مبتلای قطعی به ویروس کرونا ثبت شده است و بیش از ۱۵ هزار نفر جان خود را از دست داده اند.

 

[ad_2]

Source link

روایت سینمایی زندگی فروغ فرخراد به کجا رسید؟

[ad_1]

گروه فرهنگی:جهانگیر کوثری، کارگردان فیلم کوتاه و فیلم مستند که قرار است اولین فیلم بلند سینمایی خود را کارگردانی کند، این روزها در تبریز و در بیمارستان بابا باغی به سر می‌برد تا صحنه‌ها و دکورهای لازم را برای فیلمبرداری ««رگ‌های آبی فروغ فرخزاد» آماده کند.

قرار است بر اساس داستان فیلم، صحنه‌های مرتبط با جذام‌خانه به طور مجزا فیلمبرداری شود.فیلمنامه این فیلم سینمایی توسط جهانگیر کوثری و نعیمه اسلامی نوشته شده است و پیش‌تر گفته شده بود که فیلم در زمستان سال ۹۸ مقابل دوربین می‌رود اما شرایط مهیا نشد.  جهانگیر کوثری، تهیه‌کننده آثاری همچون «زیر پوست شهر»، «خون‌بازی»، «اشباح»، «سوت پایان»، «فراری»، «به آهستگی»، «نسل جادویی»، «نرگس»، «یک شب» و «دختران خورشید» است.او فعالیت حرفه‌ای در سینما را از سال ۱۳۵۰ با دستیاری کارگردانی در فیلم سینمایی «سراب» آغاز کرده و در سال‌های ۱۳۵۳ و ۱۳۵۹ فیلم‌های کوتاه و مستند «رهایی»، «شکوفه ناز و درخت کهن»، «شب پا»، «پهلوان نه قهرمان»، «دوباره به راه می‌افتیم» و «طبیعت زیبای ایران» را ساخته‌ است.

[ad_2]

Source link

روش‌های رهایی از گرمازدگی در تابستان

[ad_1]

گروه سلامت: سیستم گوارش در فصل تابستان ضعیف می‌شود به همین دلیل باید از مصرف غذاهای سنگین در این فصل خودداری کنیم. مصرف کاهو، آب‌دوغ‌خیار، فالوده سیب و شربت سکنجبین با اشکال مختلف بسیار خوب است و از گرمازدگی جلوگیری می‌کند.

عمت‌الله مسعودی متخصص طب سنتی درباره اظهار کرد: در طب ایرانی فصول با تقویم جلو نمی‌آید و به اقلیم و آب‌وهوا گفته می‌شود و تابستان یعنی زمانی که بدن نیاز داشته باشد خود را با تدبیری خنک‌تر کند.وی ادامه داد: اکنون برای خنک شدن بیشتر از کولر و سیستم‌های سرمایشی استفاده می‌شود‏، اما در قدیم مردم به جای دستگاه‌های خنک‌کننده با استفاده از مواد غذایی و دارویی تحمل بدن را در مقابل گرما بالا می‌بردند.این متخصص طب سنتی افزود: در فصول گرم و تابستان منافذ بدن بازتر می‌شود و حرارت غریزی تحلیل می‌رود. این موضوع باعث می‌شود در برخی افراد به ویژه کسانی که تخلخل زیاد و مزاج گرم دارند تحلیل قوا دست بدهد و اگر این افراد گرسنه بوده و همچنین فعالیت داشته باشند طبیعی است تحلیل قوا داشته باشند.مسعودی گفت: در تابستان گوارش ضعیف خواهد بود و باید تا جایی که مقدور است در هوای گرم تردد نکنیم و ورزش کردن در اوج گرما خوب نیست و باعث ایجاد گرمازدگی و ضعف قوای بدنی می‌شود.وی یادآور شد: بهتر است در زمان‌های خنک ورزش کنیم و توصیه به استراحت و خواب قیلوله شده است. باید مواظب باشیم غذاهای سنگین مانند کله و پاچه، حلیم، ماکارونی و آش رشته مصرف نکنیم و بهتر است غذاهای سهم‌الهضم مصرف شود.این متخصص طب سنتی تصریح کرد: خیلی مهم است در تابستان ناهار از صبحانه و شام سبک‌تر باشد و در ناهار کمتر غذا بخوریم. می‌توانیم از سالاد به عنوان یک وعده غذایی در ناهار استفاده کنیم ضمن این‌که مصرف آب‌دوغ‌خیار یا خوردن خورشت ماست هم بسیار خوب است.

مسعودی توضیح داد: استفاده از ماست همراه کشمش، گردو با ماست و ماست همراه با نعنا یا سبزی‌های دیگر بسیار خوب است ضمن این‌که باید حرارت خون را کمتر کنیم. مصرف کاهو سکنجبین، فالوده سیب، فالوده خیار، آب هندوانه با سکنجبین، خیار با سکنجبین و شربت سکنجبین با فرمول‌های مختلف بسیار خوب است.وی با بیان این‌که باید در تابستان از مصرف فست‌فودها به دلیل ایجاد خشکی در بدن پرهیز کنیم، گفت: ترکیب کاهو سکنجبین بسیار خوب است، اما باید به این نکته مهم توجه کنیم که حتی در مواد غذایی مفید هم باید تعادل را رعایت کنیم.

[ad_2]

Source link

ریزش آوار در چهارباغ، جانِ مرد ۶۰ساله را گرفت

[ad_1]

گروه حوادث: رئیس اورژانس و فوریت‌های پزشکی استان البرز از ریزش ساختمان در حال ساخت در چهارباغ خبر داد و گفت: در پی این حادثه دو نفر مصدوم شدند که مرد 60 ساله جان باخت و پسر 12 ساله به بیمارستان منتقل شد.

مهرداد بابایی، رئیس اورژانس و فوریت‌های پزشکی استان البرز از ریزش آوار در منطقه چهارباغ شهرستان ساوجبلاغ خبر داد و گفت: این حادثه تا به این لحظه دو مصدوم بر جای گذاشته است.رئیس اورژانس و فوریت‌های پزشکی استان البرز با بیان اینکه تا پایان عملیات آوار برداری دو واحد عملیاتی و خودروی فرماندهی عملیات اورژانس البرز در محل مستقر هستند، افزود: این حادثه در پی ریزش قسمتی از یک ساختمان مسکونی در حال ساخت اتفاق افتاد و اورژانس البرز در همان دقایق ابتدایی اعلام حادثه، یک دستگاه اتوبوس آمبولانس، سه دستگاه آمبولانس و نیز خودرو فرماندهی عملیات بحران را به محل اعزام کرد.این مقام مسؤول اضافه کرد: در این حادثه که ساعت 14:25 امروز جمعه، 23 خرداد ماه در شهرستان چهار باغ، شهرک علوی رخ داد یک ساختمان مسکونی در حال احداث، در اثر عملیات ساخت و ساز غیر اصولی ریزش کرد.وی ادامه داد: دو مصدومی که تا به این لحظه از حادثه فوق به جای مانده اند یک آقای 60 و یک پسر نوجوان 12 ساله است که از زیر آوار بیرون کشیده شدند.بابایی با بیان اینکه متاسفانه شدت حادثه و ضربات سنگین بوده و مصدوم 60 ساله جان خود را از دست داده است، اضافه کرد: مصدوم دیگر در بیمارستان شریعتی خدمات پیش درمانی دریافت خواهند کرد.وی اظهار کرد: حین عملیات آوار برداری یک نفر از عوامل هلال احمرو یک آتش نشان دچار صدمات جزئی شدند که از خدمات درمانی سرپایی اورژانس برخوردار شدند.رئیس اورژانس و فوریت‌های پزشکی استان البرز تصریح کرد: گفتنی است تا پایان عملیات آوار برداری و ارائه خدمات درمانی به مصدومین احتمالی، کارشناس فرماندهی عملیات بحران دانشگاه و عوامل اورژانس در محل مستقر خواهند بود.

[ad_2]

Source link

ترامپ:تروریست‌ها شهرها را آتش‌زده و غارت‌کردند

[ad_1]

گروه بین‌الملل: رئیس‌جمهور آمریکا در پیامی در توئیتر بار دیگر با تروریست توصیف کردن معترضان در سیاتل هشدار داد که اشغال این شهر توسط معترضان باید پایان یابد.

به گزارش فارس، «دونالد ترامپ» در این پیام توئیتری نوشت: «شهردار سیاتل درباره اشغال شهرش توسط آنارشیست‌ها گفته است که “این یک تابستان دوست‌داشتنی است”. این لیبرال دموکرات‌ها سر در نمی‌آورند. این تروریست‌ها شهرهای ما را آتش زده و غارت کردند و آنها فکر می‌کنند که این حتی مرگ فوق‌العاده است. همین الان باید اشغال سیاتل پایان یابد.»

پیشتر«جِنی دورکان» شهردار سیاتل طی نشست خبری در دفتر کار خود، گفت اعزام نیروی نظامی توسط ترامپ به سیاتل، غیرقانونی و خلاف قانون اساسی آمریکا است. وی گفت: «یکی از چیزهایی که این رئیس جمهور درک نمی‌کند، این است که گوش دادن به مردم یک ضعف نیست بلکه قدرت است. از نظر یک رهبر واقعی، تظاهرات سراسری… فرصتی برای آمریکا خواهد بود تا ملتی بهتر بسازیم». بامداد روز جمعه به وقت تهران بود که رسانه‌های آمریکایی گزارش دادند تظاهرات‌کنندگان «بخش کوچکی» از سیاتل را اشغال کرده و آن را «منطقه خودمختار» اعلام کرده‌اند. بعد از آن، ترامپ در صفحه توئیتر خود با بیان اینکه آنارشیست‌ها سیاتل را تصرف کردند، تهدید کرد: «همین حالا شهرتان را پس بگیرید. اگر این کار را انجام ندهید من این کار را می‌کنم».

[ad_2]

Source link

برخورد مرگبار سمند با تیر برق

[ad_1]

گروه حوادث: مدیر اورژانس پیش بیمارستانی شهرستان کبودراهنگ گفت: بر اثر برخورد یک دستگاه سواری سمند با تیربرق در ورودی شهر کبودراهنگ یک تن فوت و سه سرنشین این خودرو مجروح شدند.

به گزارش ایسنا، داوود مرادی بیان کرد: این سانحه ساعت ۲۰ و ۴۰ دقیقه روز گذشته به مرکز فوریت های پزشکی اطلاع رسانی شد که تیم های اورژانس با حضور در محل چهار مصدوم این سانحه را به بیمارستان امام رضا (ع) منتقل کردند.وی اضافه کرد: یک مجروح سانحه برخورد سمند با تیر برق ورودی کبودراهنگ جان باخت و سه مصدوم ۳۸، ۲۰ و ۱۷ ساله پس از انجام اقدامات اولیه درمانی در بیمارستان امام رضا(ع) کبودراهنگ به مرکز درمانی بعثت اعزام شدند.مدیر اورژانس پیش بیمارستانی شهرستان کبودراهنگ از حاضران در صحنه تصادف خواست هنگام وقوع این قبیل سوانح رانندگی مسیر را برای تردد آمبولانس بازگشایی کنند.مرادی ادامه داد: شهروندان با تجمع نکردن در صحنه حادثه از متشنج شدن وضعیت جلوگیری کرده و به پرسنل ۱۱۵ این اجازه را بدهند تا مصدومان پس از «تریاژ بندی» به مرکز درمانی منتقل شوند.وی گفت: برخی مواقع به علت تهدیدهای لفظی یا برخورد فیزیکی همراهان حادثه دیدگان و حاضران سرصحنه تصادف، دستورالعمل های درمانی توسط کادر ۱۱۵ به خوبی عملیاتی نشده و این کار به ضرر مصدومان است.

[ad_2]

Source link

کلاس مجازی دکتر عادل فردوسی‌پور/عکس

[ad_1]

عادل فردوسی‌پور مجری و گزارشگر فوتبال که در دانشگاه صنعتی شریف زبان تخصصی تدریس می‌کند هم از این قائده مستثنا نبود و به صورت آنلاین در کلاس زبان تخصصی صنایع حضور پیدا کرد.

[ad_2]

Source link

ربات‌هایی‌که‌در دوران کرونا‌به‌سالمندان‌کمک می‌کند – بهار نیوز

[ad_1]

گروه علمی: یک شرکت ژاپنی رباتی ابداع کرده تا به جمعیت سالمند این کشور در بحبوحه شیوع ویروس کرونا کمک کند.

شرکت ژاپنی «میرا رباتیکز» رباتی ابداع کرده تا به جمعیت سالمند این کشور در بحبوحه شیوع ویروس کرونا کمک کند. این استارت آپ ربات‌های خود با عنوان «اوگو»(ugo)  را به عنوان یک ابزار برای مقابله با پاندمی بیماری کووید ۱۹ به کار گرفته است.کن ماتسویی، مدیر عامل  این شرکت گفت: میرا روبوتیکس ربات مذکور  را برای تقویت نیروی کار ژاپن توسعه داده، اما در شرایط کنونی از این ربات برای مبارزه با ویروس کرونا بهره خواهد گرفت.مدیر عامل  این استارت‌آپ به رویترز گفت: «استفاده از ربات‌ها از این جهت که به کنترل شیوع ویروس کرونا با کاهش ارتباط میان مردم کمک می‌کند رواج یافته است؛ ما این ربات‌ها را به خارج از کشور از جمله از سنگاپور و فرانسه صادر کرده‌ایم.

آخرین ویژگی ربات کنترل از راه دور، یک پیوست دستی است که از نور ماوراء بنفش برای از بین بردن ویروس‌های روی دستگیره درب استفاده می‌کند.ربات «اوگو» دو بازوی قابل تنظیم دارد که روی چرخ هایی سوار شده‌اند. این ربات‌ها از راه دور و به وسیله یک لپ تاپ و  دستگاه کنترل بازی رایانه‌ای هدایت می‌شوند. 

[ad_2]

Source link