دبورا Sampson: جنگ انقلاب سرباز

X

داستان جریان

مقالات اخیر

هفدهم در یک سری از مقالات در بزرگداشت ماه تاریخ زنان توسط spotlighting قابل توجهی گفتار و یا شهادت تحویل داده شده توسط یک زن در ایالات متحده در این تاریخ.

در بهار سال 1782 با جنگ انقلابی در شیب کامل دبورا Sampson لباس پوشیدن و مانند یک مرد و داوطلب خدمت سربازی در چهارم ماساچوست هنگ. او با لباس مبدل کشف نشده او دلیرانه جنگیدند و كارش — و ریختن خون برای کشور خود. زده در پا دو بار توسط تپانچه توپ او استخراج شده یکی از آنها خودش را به جای رفتن به بیمارستان برای ترس از پیدا کنند. دیگر باقی مانده در پای او بقیه عمر خود را.

در نهایت Sampson بود پیدا کردم و محترم تخلیه و پس از سالها کشمکش او هم یک نظامی بازنشستگی. او نوشت: یک کتاب و سپس راه اندازی یک تور سخنرانی تبدیل شدن به اولین زن به صحبت می کنند از یک مرحله در امریکا است. زمانی که او لباس پوشیدن و در یک قاره ارتش, یونیفرم, لود او شاهین کوچک نر و فرار از طریق 27 نظامی تفنگ مانور مخاطبان رفت.

زندگی به عنوان یک زن انقلابی جنگ سرباز

توسط دبورا Sampson گانت

آوریل 24, 1802 — فدرال تئاتر خیابانی بوستون

نه بر خلاف مثال از وطن پرست و نیکوکار هر چند که شاید کاملا از آن در اثر انجام من بیدار از آرام slumbers از بازنشستگی, برای فعال, عمومی صحنه های زندگی, مانند کسانی که در حال حاضر من را احاطه کرده. که نابغه است که prompter از کنجکاویو روح است که حمایت از شرکت هایزود هنگام سوار یا نه به من از گوشه فروتن ابهام-خود را تشویق جنبه اتحاد دوباره مانع بی حال استراحت است.

ثانویه به این تقاضاها از تعدادی از شایسته شخصیت ها و دوستان بیش از حد قانع کننده و روشنگرانه با خود من وضع تا پاسخ داده شود با بی تفاوتی و یا رد می شود را به من القا شده بود در نتیجه به پیشرفت تعظیم و تسلیم به مخاطب به سادگی و اختصار به تمرین یک داستان حقیقتکه هر چند آن را در زمان ظهور آن و در نهایت فسخ در شکوه و جلال زندگی من مصمم به تکرار تنها به عنوان گفتگو با خود از یک زاهد گوشه نشین و یا به رویایی فانتوم, که شناور از طریق glooms از تنهایی.

داستان — حقیقت است که من آماده بود برای گفتن اما که شاید دیگران در حال حاضر گفت: من باید به اخراج من از لذت بردن از جامعه از اذعان خود من و از یابم دوستی دیگر. اما این سرمایه گذاری را تلفظ کنند می توان گفت بیش از حد: برای من به عنوان باید در نتیجه نه احترام خودمباید حق را به هیچ یک از دیگران.

من بحر تفکر غوطهور شدن در واقع آن را به عنوان یک foible خطا و فرض را که شاید من بیش از حد سهوا و precipitately اجرا; اما که من در حال حاضر نگاه به گذشته با غم و اندوه و حیرت — بحر تفکر غوطهور شدن آن به عنوان یک تامسون و یا هر گونه دیگر اخلاق طبیعت, مستعد ابتلا به مانند احساسات خوب از طبیعت recollects زوزه انفجار از زمستاندر یک دوره زمانی که فلوراست strewed زمین با همه اسراف از ظرافتهای و که zephyrs در حال هدر رفتن عطر خود را برای بالا بردن ما احساس آرامش و لذت بردن; یا نه شاید من باید به بحر تفکر غوطهور شدن آن به عنوان یک مارینر داشتن به دست آورد مادری خود را به ساحل آرامش و صلح به نظر می رسد در طوفانی همدان است که پس از مدت طولانی و بنابراین دائما در حال تهدید به او را غرق در روده عمیق! و در عین حال من باید رک و پوست کنده اعتراف من بحر تفکر غوطهور شدن آن با یک نوع رضایت که هیچ کس بهتر می تواند تصور و لذت بردن از او را که recollecting نیت خوب از بد عملزندگی می کند برای دیدن و برای اصلاح هر گونه indecorum از زندگی خود را.

اما بدون بیشتر اولیه عذر خواهی و در عین حال با تمام احترامی که نسبت به این درخشان و مودب دایره من شتاب به یک نقد و بررسی از آشکار ترین بخش از این مسیر که منجر به دستاوردهای که برخی بر این باور اند اما که هنوز هم بسیاری از شک و تردید. موفقیت خود را هنگامی که به نظر می رسید به من به عنوان غیر ممکن است که من نویسنده از آنها در حال حاضر باور نکردنی به بی اعتقاد و یا زخمی به گوش تصفیه شده بیشتر ظرافت و سلیقه. آنها یک نقض در ادب از جنس من بدون شک; و شاید هم متاسفانه تا کنون آشتی ناپذیر با سفت و سخت فلسفه اخلاق و فداکاری است که در حالی که آن را ممکن است به نظر می رسد کاملا ناسازگار با الزامات فضیلت — و که البته باید حلقه اختلاف در گوش و انزجار به آغوش حساسیت و پالایش من باید محتوا را به ترک به زمان و بیشتر مورد نقد و پرس و جو را به فاش.

درس نخوانده و در هر مدرسی مدرسه از فضل و دانش شما در انتظار در این مناسبت سرگرمی نرم و فریبنده برای تلفن های موبایل از فصاحت; بلکه یک روایت از حقایق در یک حالت به عنوان ناهنجار به عنوان آنها غیر طبیعی است. حقایق که اگر من یک بار تجربه کرده و از آن حافظه تا به حال شده است به شدت گیر من نمی توانم در حال حاضر شما احساس می کنید و یا رنگ به زندگی است.

می دانید که من در ذهن نوجوانان اولیه شد کنجکاو به درک-و نه صرفا اینکه اصول یا نه دانه از جنگ های مشابه به اصل طبیعت انسان – و نه صرفا به می دانم که چرا او باید چشم پوشی از هر صفت بشریتو به فرض شخصیت یک حیوان; یا در plainer زبان که چرا او باید مه از آرامى و یا در یک تشنجات از خشم علیه همکار خود را-مرد به قصاب و یا butchered? برای این افسوس! شد بیش از حد به زودی به طرز وحشیانه ای تایید شده توسط قتل عام در خیابان های ما و در خیابان ها که شامل این عمارت — در ان در مجاورت ویلا در ان لکسینگتون و مجاور شهرها و hamlets که راهپیمایی در خارج از بوستون برای از بین بردن نظامی فروشگاه در کنکورد, به یاد ماندنی آیت جایی که اکنون ایستاده زندگی آثار بی رحم قلب-منحرف mementoes صحنه که به دنبال جانشینی سریع!

این من هستم آماده به تأیید هر چند ممکن است تلقی غیر طبیعی در جنس من است نه یک روحیه از طبیعت انسان است. این sluices هر دو از خون آزادزنان و از بردگانبودند و برای اولین بار افتتاح شد اینجا. و کسانی که تپه ها و دره ها یک بار رفت و آمد مکرر مورد علاقه هر دو عاشق و فیلسوف مست شده اند با خون خود! یک موضوع جدید بود و پس از آن باز به احساساتی ترین تخیل و به محرک از هر نهان جرقه بشریت باید فکر می کنم در شخص از گرگو همچنین به عنوان کسانی که از گوسفندکه به خون آنها تشنه.

اما بیشتر از همه ذهن من آشفته شد و با پرس و جو — چرا یک ملت از ما جدا شده توسط یک اقیانوس بیش از 3000 مایل در حد باید تلاش برای به اجرا درآوردن در آمریکا قصد دارد از انقیاد ترین غیر طبیعی را در خود ستم غیر انسانی در عملیات و unpracticed حتی توسط غیرمتمدن وحشیان بیابان? شاید چیزی جز این برهه حساس از زمان می توانست با گفتن جمله فلسفی disquisition از سیاست در زن وجود این یک موضوع جهانی حدس و گمان و نگرانی به مرد. ما در واقع نشات گرفته از او به عنوان از یک پدر و مادر بود و شاید ادامه داد: برای این دوره در انقیاد به او حکم, حال ما نه کشف, که, این, عاشقانه, حریص و بی رحمانه وضع تمدید به قتلپس از محدود برده!

با تایید این بار در justness از یک جنگ دفاعی در یک طرف از اکثر تشدید یکی دیگر — ذهن من میرسید با قدرت; و در حالی که تخت ما و ما گل پاشیده با خون بی رویه جوانان, زیبایی بی گناهی و ضعیف و ناتوان سن من تنها به نظر می رسید می خواهند مجوز برای تبدیل شدن به یکی از شدیدترین avengersاز اشتباه است.

برای چندین سال من در این صحنه از ویران کردن درنده خویی استفاده قرار گیرد و ویرانی به عنوان یک به نظر می رسد در یک مرد غرق شدن در آتش سوزی یک شهر-که در آن نه تنها محور خود خزانه طلا, اما با آنها خود را choicest امید و دوستان و اصحاب خود را — بدون اینکه قادر به گسترش نجات دست به یا.

ساخته بر در ظهر شما ممکن است می گویند با یک شور و شوق و شور است که می تواند بروک هیچ کنترل — من پشت سر هم كرديد باند که برگزار شد من در هیبتو صورت مخفیانه و یا با خفا درک فرصتی که سفارشی و جهان به نظر می رسید به انکار طبیعی به عنوان یک امتیاز است. و در حالی که فقر و گرسنگی و عریانی و سرد و بیماری تا به حال کاهش یافته است که ارتش آمریکا به یک تعداد انگشت شماری — در حالی که جهانی ترور و ترس و فرار از اردوگاه ما زد طریق کشور ما — در حالی که حتی واشنگتن خود را در سر خود را هر چند مانند یک خدا بود آن را به عنوان در اوج مغولان بیش از ورطه نابودی آخرین مقدمه ای برای ما سقوط اسفبار طعمه به خمیازه کشیدن فک هیولا با هدف بخورد-و نه صرفا به خاطر لذت بخش شوخ کنجکاوی می خواهم که از من مشهور سلف خود, عاشقانه, گشت و گذار از طریق باغ سعادت — من پرتاب کردن نرم habiliments از جنس من و فرض کنیم کسانی که از جنگجودر حال حاضر آماده برای نبرد.

بنابراین من یک بازیگر در, که, مهم, درام, با انعطاف ناپذیر قطعنامه به استقامت از طریق آخرین صحنه; هنگامی که ما ممکن است مجاز و اذعان به لذت بردن از آنچه که ما تا به حال خیلی خوب اعلام کرد ما می داشتن یا از دست دادن با زندگی ما — آزادی و استقلال! هنگامی که فیلسوف ممکن است رزومه خود را تحقیقات unmolested — دولتمردان بود disembarrassed خود منحرف موضوع ملی و سیاست — الهی پیدا کردن کمتر مناسبت به استناد خشم آسمان بر غاصبان و آدمخوارها از حقوق ذاتی و حتی وجود انسان — هنگامی که پسر باید دوباره ترمیم شود به آغوش disconsolate پدر و مادر و معشوق به آغوش او برای آنها در واقع او مایل به jeopard زندگی خود را برای آنها به تنهایی او آرزوهای خود را به زندگی می کنند!

یک صحنه جدید و آن را به عنوان یک دنیای جدید در حال حاضر باز به نظر من; اشیاء که در حال حاضر به نظر می رسید به عنوان مهم به عنوان انتقال از قبل به نظر می رسید غیر طبیعی است. آن را در اینجا بود یک ضعف در من به ذکر پاره ای از توبه یا از که از جسارت که از آن stoutest از جنس من هستند و یا باید به طور کامل معاف شدید در شرایط اضطراری که در بسیاری از موارد غیر ارادی به سرقت برده به چشم من افتاد و توجهی نشد به زمین: و که بیش از حد قبل از من رسیده بود بحرانزده زمینه باروها که محافظت آن از منابع داخلی — که محافظ جوانی, زیبایی و ظرافت که رابطه جنسی در خانه, صفحه اصلی که شاید من تا به حال ضبط در تبدیل داوطلب در دفاع از خود. Temeritis — هنگامی که تأملاتی در سابق من وضعیت و این نوع جدید از, بودن, بودند خنجر بیشتر هراسان از تمام ادوات جنگ-زمانی که خش خش هر برگ بود یک فال از خطر زمزمه هر باد داستان وای! پس اگر تلخی از فکر من خیره شد در نتیجه haggardly در بر داشت راه خود را به باطنی recesses از قلب من, در نتیجه زور در شروع زندگی حرفه ای من, آنچه باید من نیست که پیش بینی شده قبل از خود را دید!

پرده است که در حال حاضر — یک صحنه باز می شود به نظر شما; اما اشیاء اعتصاب خود توجه کمتر به زور و کمتر جالب توجه است نسبت به آنها پس از آن بود که نه تنها چشم خود من اما هر, پر انرژی, احساس روح من است. چه باید من می گویم بیشتر ؟ باید من را متوقف کند و ترک به تصورات خود را برای به تصویر کشیدن غم انگیز اعمال جنگ ؟ آیا این کافی نیست که من اینجا را ترک کنید و حتی آن را به unexperience به علاقه داشتن به سختی و نگرانی از خطرات حتی از بهترین زندگی یک سرباز ؟ و اگر نه آن نامناسب بود آن را نا امن نبود بی نزاکت بودند و من خاص من باید intitled به عفو من درخواست تجدید نظر به نرم آغوش خود من به رسم موازی بین خطرات و ناراحتی یک دختر در, و نه تنها در زره اما در ظرفیت در هر حال موظف به انجام وظایف در این زمینه — و کسانی که به این اردوگاه بدون یک لباس مبدل در امدن و در نتیجه موضوع تنها به چه مدتی و فداکاری آنها لطفا: یا خواهد یک نتیجه گیری بود طبیعی تر از کسانی که گاهی اوقات به مناسبت شکایت خود را داخلی آتش طرف; اما که در واقع در همان زمان در فراوانی گرامی در آغوش اصحاب خود و پناه از طوفان از جنگ توسط ناهموار در اسلحه ؟

بسیاری از آنها دیده می شود و می تواند بسیاری از تامل در زمینه تخیل جنگ و پیروزی در میان لباس نورد در خون: اما آن است که تنها یکی از خود من سکس در معرض طوفان که می توانید تصور از وضعیت من.

ما همه شنیده اند بدون شک دیده می شود, شهاب جریان از طریق و یا شکستن در افق فوق العاده تابش خیره کننده از ستاره دنباله دار در رویکرد خود را به سمت و یا در آن صرف کلمات از ما در آن گریز از مرکز مدار زوزه از یک طوفان الکتریکی مایع است که به دارت عظمت و ترور از طریق ابرها — آن انفجار و اثرات فوق العاده ای! Bostonians و شما که ساکن حومه آن, شما که شناخته شده اند از تجربه خود را در خانه ها و تپه های لرزه از cannonade از چارلستون گوش خود هستند و در عین حال زخمی shrieks از او بگیرد و او را مضطرب — چشم خود را در سیل از غم و اندوه در نزد ما butchered انقضای بستگان و دوستان در حالی که آتش از شهر اضافه شده آخرین هیبت به صحنه!

این ایده باید جذب با پیشرفت این نفرت انگیز وهم از جنگ. از این رو شما می توانید ببین که خاک خشک سفید-دشت نوشیدنی insatiate خون از صلح آمیز ترین و کوشا صاحبان — از آزادزنانو از بردگان! من وجود دارد! این خاطره باعث می شود من میلرزد! اقبال اندام تساوی تازه غم و اندوه از قلب من!

شما ممکن است شنیده thunderings از یک آتشفشان. شما ممکن است فکر با حیرت و تعجب دفن یک شهر توسط فوران آن. گوش خود را پس از آن هنوز deafened از thunderings از حمله به شهر نیویورک. چشمان خود را خیره خود تصورات بدجور sublimed توسط آتش که belched از اطراف آن و towered مانند که از یک فوران Etna به ابرها! قلب خود را هنوز خونریزی از هر اصل انسانیت در خاطره ای از ویران کردن قتل عام و مرگ که حاکم بود وجود دارد!

سه هفته متوالی و پس از یک مدت طولانی و سریع مارس, من در میان این طوفان است. اما خوشحال امریکا, شاد, برای, اروپا, شاید برای جهان زمانی در تحویل Cornwallis را شمشیر به نامی که جاودانه واشنگتن یا نه با سفارش خود را به شجاع لینکلن خورشید آزادی و استقلال پشت سر هم از طریق یک سمور ابر و خوش خیم نفوذ بود تقریبا بلافاصله احساس ما در دورترین گوشه! این بند از جنگ شد و در نتیجه از طریق شکسته و پالادیوم از صلح و شکوفایی در آن خرابه.

من نمی خواهد از این رو مصرانه از شما را به عقب با من (آرامى شما مطمئنا نمی توانید) همه قدم به قدم از ما شجاع قهرمانانه رهبران از طریق حواس پرتی هر دو از عناصر و جنگ است. من حتی نمی خواهد به تصویر بکشد تلاش برای تقویت شجاع Schuyler سپس در مرزهای کانادا; که اگر جنگ-فریاد از infernals نباید اعتصاب شما با بی میلی tomahawk وقت بود دنبال!

و نه نیاز من شما را به مرگ مانند درهای بیمارستان در فیلادلفیا که در خیابانهای شلوغ شد با بیمار در حال مرگ و مرده هر چند خودم ساخته شده و یکی از ناراضی جمعیت!

شما در حال حاضر اما سایه ای از یک عکس; که نه وقت و نه توانایی های من را به من اجازه را به شما نشان می دهد به زندگی است. این نحیف شیطان ناامیدی ممکن است شما خیره در این صورت زمانی که به بیش از پیگیری های مورد علاقه از دست رفته کودک: و آن است که تنها در این شکنجه از تعلیق است که ما می توانیم تصور درستی از آن وضعیت است.

چنین است تجربه من نیست که من تا کنون سوگواری از دست دادن یک کودک اما من نظر خودم را به عنوان از دست رفته! برای در دست, اگر من یک قربانی به بسیار خشمگین اراذل و اوباش, از اراذل و اوباش و یا از یک جنگ هنوز به طور کامل فسخ — افشای عجیب و غریب من وضعیت به نظر می رسید بی نهایت بدتر از هر دو. و اگر از تدبير و پشتکار من به دست آوردن ممکن است به عنوان بزرگ دانش از هر لحاظ که من از خودم در این دانش من حداقل از طبیعت انسان خواهد بود به عنوان کامل آن را به عنوان مفید است.

اما ما در حال حاضر شتاب از میدان از بحرانزده entrenchments ساخته شده برای نابودی مرد از یک desolating جنگ به تامل بیشتر مطلوب و لذت بخش ، و با وجود کنجکاوی ممکن است بی درنگ به هر جابجایی اوج انقلاب ما به معنی تحت یک لبخند superintending مشیت الهی است که توسط آن ما outrode طوفان از خطر و پریشانی چه قلب را فراموش کرده ام به گسترش با شادی و قدردانی به ضرب و شتم هماهنگ در مساعد خاطره? و من درگذشته چه نوزاد زبان می تواند تا در صورت فراموش کردن و یا توقف در حال تدریس به lisp ستایش از واشنگتن و کسانی که از که روشن صورت فلکی worthies که تورم لیست کلمبیایی شهرت — کسانی که توسط رزمی مهارت و بشردوستانه کارگر ما ابتدا منجر به ببین بعد از یک مدت طولانی و طوفانی شب لبخند خورشید از صلح پشت سر هم بر ما benighted جهان! و در حالی که ما یک قطره اشک بر گل و بلبل چمن از کسانی که میهن پرستان و عقل از سر فرزانگان, ممکن است او بی نظیر لذت ببرید و افزایش خود را در حال حاضر روشن و آفتابی از شادی! ممکن است کشاورزی و تجارت و صنعت و تولید هنر و علوم فضیلت و ادب و اتحاد و هماهنگی-آن دسته از غنی ترین منابع ما ارزش و قوی ترین ارکان قدرت ما تبدیل به ثابت مانند ستارگان ثابت در آسمان به شکوفا در clime!

درود بر عزیزترین آزادی! تو منبع والا!
چه اشعه refulgent نیزه بر ما clime!
برای تو direful مسابقه برپا شده است,
ما امیدواریم و تمام است که زندگی برگزار عزیز مشغول اند.
تو نخست فرزندان که من افکار استخدام
هنگامی که به دنبال غم و اندوه — در حال حاضر تبدیل می شود که غم و اندوه به شادی.
خود سعید گسترش نفوذ
بر فراز آفریقا که sable نژاد رفتار و برخورد.
ممکن است اروپا به عنوان خواهر ما-empire عضویت.
به تگرگ تو رو به افزایش خود را با قدرت الهی
از کلبه تنهاست به مستبد تاج و تخت
ممکن است آزادی اثیری مهمان شناخته می شود!
بود تو حفظ برای سازمان ملل هنوز متولد نشده
نمایشگاه به عنوان ستاره درخشان است که عرشه مخصوص ماشینها ممنوع از صبح.

اما این سوال را دوباره باز می گرداند: چه انگیزه خاص می تواند او را در نتیجه به فرار کردن با معشوق از نرم در حوزه خود, جنسیت برای انجام یک عمل از شجاعت و از راه توهین به مقدسات در unhallowed زمین — به طور داوطلبانه به صورت طوفان هر دو از عناصر و جنگ در شخصیت او است که بیشتر fitly ساخته شده به شجاع و تحمل تمام خطر است ؟

و دوست تو چه بخواهید پری دست الهام
یک پوره به توان رزمی شکوه از کار اخراج شدند ؟
یا آنچه از هنر و یا هنوز از طبیعت قوانین
دارای عضویت می خواهم یک زن به او کشور را باعث می شود ؟
چرا در بزرگ مریخ تئاتر را به او جلب کرد
او زن , پرتره, هر چند در سرباز رنگ?

سپس بپرسید که چرا Cincinnatus چپ خود را ،
چرا علم را پیر افلاطون آغوش گرم ؟
چرا هکتور در جنگ تروا باید جرات ؟
یا چرا باید هومر خود را ردیابی و اقدامات وجود دارد ؟
چرا نیوتن در فلسفه نشان داده شده است ؟
یا چارلز به تنهایی ترک تاج و تخت خود را?
چرا لاک در متافیزیک باید لذت —
Precisian مریم گلی به راه نادرست دلیل درست است ؟
چرا انگلیس پسران باید تا روشن شدن یک جنگ است ؟
چرا ژوپیتر یا ولکان با عجله در ماشین ؟
شاید همان گرایش شما با استفاده از
باعث شده است تا او یک رزمی دوره را انتخاب کنید.
شاید برای به دست آوردن اصلاحات که در آن او می تواند
این نادر دستاورد برای کشور خوب است.
یا برخی بیچاره عاشق از او پاره شده —
اما آیا او شجاع Hammon سوگواری?
دیگری او باید بگویم که این حقیقت رسیدن و
چرا یک تشکیل شده است برای لذت بردن — یکی برای درد:
یا شجاعانه چرا ما ساز ساخته شده ما چنین —
چرا که در اینجا او می دهد و بیش از حد کمی وجود دارد — بیش از حد زیاد!

من نمی خواهد به عمد فرار از یک مربوط پاسخ دهد و در عین حال من می دانم که در حال حاضر چگونه به یک مطلب خاص یکی از در حال حاضر پیشنهاد شده است.

من در واقع مایل به تصدیق آنچه که من باید انجام خطا و فرض. من آن را یک خطا و فرضچون من منحرف از عادت گل و بلبل مسیرهای زن ظرافتبه راه رفتن بر قهرمانانه پرتگاه زنانه تباهی! من در واقع در سمت چپ من صبح بالش از گل رز برای آماده سازی یک نیمکت از خاردار برای شب; و در عین حال من از خواب بیدار شد از این تازه به جمع آوری جز خار از غم و اندوه برای بعد از شب را استراحت و در precipitancy از شور و شوق برای آماده سازی یک لحظه برای توبه در اوقات فراغت!

تا به حال این همه دست آمده است توسط ناهموار دست بیشتر به درستی اختصاص داده شده به خوب بکار بردن شمشیر در وظیفه و خطر در یک جنگ دفاعی ترین بی رحمانه در آن اقدامات هر چند مهم در عواقب آن; این خارها ممکن است تبدیل به تاج های گل اهدا از شکوه و عظمت جاودانه و شهرت. من در نتیجه عملکرد هر ادعا و افتخار و تمایز به قهرمان و وطن پرست که دشمن در نام خود او; هر چند نه با بیشتر رضایت قلبی با غنائم که بیشتر به redound به آینده عظمت و اهمیت این کشور که در آن او زندگی می کند.

اما توبه شیرین آرامش را به وجدان و همچنین به عنوان کامل ترین کفاره به عالی قاضی از ما جرائم: با وجود زبان شرارت و scurrility ممکن است به طور مداوم در حال آماده شدن آن سمی ترین مواد تشکیل دهنده برای مجازات یک جرم است که در حال حاضر دریافت بیش از نیمی از عفو است.

در عین حال حتی اگر این تلقی بیش از حد از نازکی از یک نقض در عفت از زن جهان — و رضایت من نشستن inglorious برای داشتن متاسفانه انجام می شود یک بخش مهم اختصاص داده شده برای دیگر — مانند یک سر در گم ستاره تراورس از آن عادت مدار که چشمک زیبایی در اکثر تبدیل شده است و کاملا پنهان در حضور خورشید است.

اما به عنوان اشعه خورشید اعتصاب چشم با بیشترین درخشش زمانی که در حال ظهور از یک مه غلیظ و به آن دسته از اقداماتی که باید برای اشیاء خود را تمدید دست از موسسه خیریه برای بی بضاعت و رنجور — برای بازگرداندن سر در گم مسافر به نور — و به اصلاحات خودمان را در هر نامنظم و بی کس دوره از زندگی; بنابراین اجازه می دهد خودم به یکی یا بزرگترین این آیا من هنوز هم امیدوارم که برای برخی ادعا می کنند در زیاده روی و حمایت از مردم; همانطور که در چنین صورتی من ممکن است آگاهانه از طرفداری از خدای من.

من نمی توانم در رضایتمندانه ترک این موضوع یا این محل بدون بیان بیشتر یقین من احترام و ستایش برای خود من ، زیاده روی از این محترم دایره جایگزین شایستگی من به عنوان به خوبی به عنوان من بیشتر خوش مشرب انتظارات. شما دریافت حداقل در بازگشت من گرمترین قدردانی است. و اگر شما می توانید نه و یا شاید نیاز از دستورالعمل های از مریم گلی و یا مشاوره از مشاور; شما مطمئنا نمی خواهد کاملا بی تفاوت نسبت به من صمیمی ترین اعلامیه دوستی که برای جنسی که این شطرنجی پرواز از زندگی من ممکن رندر من حداقل زینتی مثال; اما آن نه در سختی یا رفاه می تواند من همیشه در حال یادگیری برای فراموش کردن و یا کاهش دهد.

من آن را به بود از بزرگترین افراط و تفریط هر دو در فضیلت و معاون که یکنواخت فضیلت و اصلاح در زندگی می تواند مشتق بزرگترین و بیشترین سودمند حقایق و برداشت. که برای مثال می تواند تامل برای یک لحظه گمشده از زمان خوشگذرانی با harlots را که از خوردن پوسته با خوکی و نهایی خود را بازگشت به پدرش بدون بزرگترین احساس انزجار ترحم و شادی ؟ و ممکن است به ناگهان اثرات اصولی رفتار افسار گسیختهاین bacchanalianاین debaucheeو آنچه که بیشتر رنجور از همه از لاغر نحیف شکل مدرن چمدان در خیابان بدون آوردن به ورزش هر شور و شوق از نفرت و ترحم? و در عین حال شاد, کسانی, که در همان زمان دریافت یک مانیتور که رفع حل و فصل هرگز به کشتی سوار در چنین دریای تباهی; که در آن ما می بینیم کشتی از همه این است که ennobling به کرامت انسان — همه که است دوست داشتنی و مهربان در شخصیت زن!

من نمی توانم در واقع آوردن ماجراهای حتی از بدترین بخشی از زندگی خود من به عنوان تشابه با این سیاه کاتالوگ جنایات. اما در هر آنچه که من ممکن است فکر شده اند غیر طبیعی غیر عاقلانه و بی نزاکت است و در حال حاضر من پرشورترین تمایل آن ممکن است مناسب تصور بر شما — و من توبه برای هر اشتباه فکر می کردم و گام به گام. رتبه شما را نگه دارید در مقیاس انسان است که در بسیاری از جهات برتر از مرد است. پرستاران از رشد و ثابت مدل از عادات خود او می شود یک ملتمس خود را در حرم emulous لطفا زحمت کش به گرامی داشتن و حمایت از زندگی و مرگ برای شما! شکوفه از خود را بسیار تولد شما خود را تبدیل به تحسین او شادی خود را از اصحاب بهشت در این جهان است. چگونه مهم آن است که این شکوفه های مطرح از جمله میوهبه عنوان بهترین خود را امن خود لذت و سعادت و کسانی که از او, که هر لذت و حتی خود وجود است پس مشخصا در هم آمیخته با خود شما!

در کل همانطور که ما به آسانی تسلیم در اذعان به این که حوزه و دولت هستند مناسب حوزه اختصاص داده شده به استادان ما و ما lords; ممکن است ما نیز سزاوار وقار عنوان و encomium از معشوقه و بانو در آشپزخانه و در ما سرو. و به عنوان یک overruling مشیت موفق ممکن است خواسته های ما به ما اجازه عقب یک فرزند از هر لحاظ شایسته برای پر کردن برجسته ترین ایستگاه از پیشینیان خود.

منبع: Gannett دبورا Sampson. یک آدرس تحویل در 1802 در شهرهای مختلف در ماساچوست رود آیلند و نیویورک توسط خانم دبورا Sampson گانت از شارون ماساچوست یک سرباز آمریکایی انقلاب (تجدید چاپ توسط شارون تاریخی جامعه با یک مقدمه توسط یوجین Tappan, مربوط دبیر جامعه (Boston: فشار H. M. ارتفاع) 1905.

دانا روبین یک سخنران و مشاور متمرکز بر روی صدا و بیان. او بنیانگذار صحبت کردن در حالی که زن اولین-همیشه آنلاین مجموعه معاصر و تاریخی سخنرانی توسط زنان از سراسر زمان و در سراسر جهان است. دانا اخیرا یک بحث TEDx در “آنلاک تاریخچه راز از زنان گفتار” و او را به کار بر روی یک گلچین از سخنرانی. برای اطلاعات بیشتر در مورد چگونه او کمک می کند تا سازمان های جذب, حفظ و توسعه زنان خود را رهبران بازدید SpeakingWhileFemale.biz.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im