سایت گوگل اسکولارمعیارهای استنادی

در زیر پست مهمان کولن هندریکس از دانشگاه دنور قرار دارد.

اگر Moneyball را خوانده اید یا آن را مشاهده کرده اید ، حکایای زیر برای شما آشنا خواهد بود: بیس بال یک ورزش پیچیده است که به تنوع و غالباً کمیت نیاز دارد [1]مهارت قبل از دهه 2000 ، پیشاهنگان استعداد بیس بال به شدت وابسته به انواع اکتشافات بودند که با درجه های مختلفی از عقل و حرمت مشخص شده بودند: این که آیا این بازیکن یک جسمی با تن داشت ، چه بازیکن دارای دوست دختر جذابی باشد و چه بازیکن متکبر به نظر می رسید () این به نظر می رسید یک چیز خوب). بیلی Beane و Oakland Athletics همه چیز را با یک مفهوم بنیادی تغییر داده اند: به جای اینکه به طور کامل به سوسن های موفقی و خواندن برگ چای خود تکیه کنید ، ممکن است به داده های مربوط به بهره وری واقعی آنها نگاه کنید و از این طریق ارزیابی کنید. این تفکر انقلابی اندکی بیش از یک دهه پیش بود. اکنون راهی است که هر تیم بیس بال تجارت می کند.

تقریباً در همین زمان ، جورج هیرش ، فیزیکدان ، انقلاب خود را آغاز کرد. هیرش در مورد یک سؤال ساده شایعه بود: چه چیزی یک محقق تولیدی را تشکیل می دهد؟ از آنجا که پاسخ ضمنی به این سؤال ، تمام تصمیمات استخدام ، ارتقاء و اخراج ما را آگاه می کند ، جواب بسیار مهم است در سال 2005 ، هیرش ” نمایه ای برای تعیین کمیت خروجی تحقیقات علمی یک فرد ” منتشر کرد ، که جهان را با شاخص h معرفی کرد. مانند اکثر ایده های انقلابی ، درخشش آن در سادگی است. در اینجا چکیده:

من شاخص h را که به عنوان تعداد مقالات با شماره استناد ≥h تعریف شده است ، به عنوان یک فهرست مفید برای توصیف بازده علمی یک محقق پیشنهاد می کنم.

بنابراین ، یک انقلاب معیارها به دنیا آمد. هیرش اطلاعاتی در مورد استنادها و تعداد مقالات منتشر شده در یک معیار ساده داشت که می تواند برای مقایسه محققان و پیش بینی مسیر علمی آنها استفاده شود. این متریک در قلب تلاش های Google Scholar برای رتبه بندی ژورنال ها قرار دارد و هسته اصلی پروفایل های محقق آن را تشکیل می دهد. با نمایه سازی ثابت و وسعت بی نظیر گوگل ، سریعاً به استاندارد صنعت معیارهای استناد تبدیل می شود. نمایه های محقق Google سه آمار اساسی را ردیابی می کنند: کل استنادها ، شاخص h و شاخص i10 که به سادگی تعداد مقالات / کتاب ها و غیره است. یک محقق منتشر کرده است که حداقل 10 استناد داشته باشد.

بنابراین ، این معیارها در مورد بهره وری در حوزه روابط بین الملل چه می گویند ، و چرا باید از آن مراقبت کنیم؟

معیارهای استنادی سایت گوگل اسکولار حداقل به دو دلیل ارزش تحقیق دارند. اول ، معیارها چیزی در مورد نحوه استفاده از کار به ما می گویند. بررسی کتابهای ستارگان ، نامه های تصدی گری و جوایز مقاله ممکن است به ما چگونگی درک اثر بگوید ، اما این برداشت ها می توانند بسیار احمقانه باشند. و اگر صادق باشیم ، آنها می توانند توسط عوامل مختلفی هدایت شوند (چقدر شما شخصاً دوست دارید ، نوع سایه ای از مشاور شما استفاده می کند ، خواه این نامه نویس به تازگی از حمله کوسه جان سالم به در برد ، عضویت در جمجمه و انجمن استخوانها و غیره) که هیچ ارتباطی با کیفیت و / یا سودمند بودن کار مورد نظر ندارد. بله ، اندازه گیری ها به طور کامل به این تعصبات نمی رسند – به مالینیاک و همکاران مراجعه کنید. بر شکاف استناد به جنسیت در IR- اما این تعصب نسبت به سابق بسیار ساده تر است. کتابی را به من نشان دهید که به سختی مورد نقد و بررسی قرار گرفت اما در نهایت 1000 بار به آن استناد کرد و من یک بازیگر را به شما نشان می دهم. کتابی را به من نشان دهید که درخشان بررسی شده است و عملاً هیچ اثری قابل اندازه گیری نداشته است و من یک دوست داشتنی به شما نشان خواهم داد.

دوم ، این اطلاعات ممکن است برای افرادی که پرونده های مربوط به تصدی و تصرف را به طور کامل ارائه می دهند ، مفید باشد. قبل از اینکه پرونده خود را جمع کنم ، فهمیدم که کاملاً از آنچه که سابقه استناد خوبی برای کسی که هفت سال از آنجا خارج شده بود آگاه نیستم. من مکان های مختلفی را شنیده ام که یک شاخص h برابر با یا مساوی از سال ها بیشتر از سال دکترای عمومی است ، اما به نظر می رسد این استاندارد با توجه به فیزیکدانان طراحی شده است ، و فیزیکدانان سریعتر از اکثر افراد چاپ می کنند. اگر دلخوری هایی را می شنوید که باید یک شاخص h از چنین مواردی داشته باشید ، خوب است بدانید که با توجه به الگوهای استنادی غالب در این رشته ، این نوار کم یا زیاد است.

با کمک RAs ، من بر اساس اطلاعات Google Scholar داده های مربوط به 1000 محقق IR بسیار پر استعلام را گردآوری کردم. [2] سپس ، RAS اطلاعات تکمیلی را در مورد سالی که دکترای خود را دریافت کرده بود (سال PhD) جمع آوری کرد. نمونه براساس آن دسته از افرادی که “روابط بین الملل” را به عنوان یکی از برچسب های موجود در مشخصات خود ذکر کرده اند ، نمونه آن یکی از راحتی ها می باشد و سالی که دکترای آنها را دریافت کرده است ، می تواند مشخص شود. به همین دلیل ، بسیاری از افراد با استناد زیاد (و متواضع) در این لیست ظاهر نمی شوند. [3]با این حال ، این لیست انواع مختلفی دارد: رئالیست ها ، لیبرال ها ، سازنده گراها ، فمینیست ها ، نظریه پردازان رسمی و غیره ، و به هر شیوه موسسات ، گرچه تعصب به سمت دانشگاه های تحقیقاتی است. به نظر می رسد که این لیست در دانشگاه های ایالات متحده ، انگلیس ، کانادا و استرالیا حاکم است.

آمار توصیفی برای گروه به شرح زیر است:

متغیر مشاهده منظور داشتن Std دیو حداقل حداکثر
استناد GS 713 915.2 2804.9 0 40978
نقل قول GS 713 4.8 2.2 0 10.6
شاخص h 713 8.5 8.9 0 73
شاخص i10 713 10.6 18.3 0 188
شاخص ln i10 713 1.6 1.3 0 5.2
استناد شده 713 184.9 567.7 0 9429
Ln بیشتر استناد شده 713 3.4 2.1 0 9.2
سولوی بیشتر استناد شده 713 121.3 361.9 0 4620
انفرادی Ln Most Cited 713 3.2 1.9 0 8.4
سال دکتری 713 2003.5 9.4 1961 2015
قصد دارم اعداد را به روش های مختلفی خرد کنم. در حال حاضر ، نگاهی گذرا به داده ها برخی از بینش های بالقوه جالب را ارائه می دهد:

اغلب محققان به همه این موارد مکرراً اشاره نمی شوند. وقت آن است که هنگام نگرانی از تعداد استناد خود نفس عمیق بکشید. بله ، جو نایس و كاترین سیكینكس جهان می توانند همه یك حسادت را به ما بسپارند ، اما میانگین تعداد استناد به كل برای همه 713 محقق نمونه 119 نفر است. این شامل حداقل یك نفر است كه در حالی كه جان اف. کندی هنوز رئیس جمهور بود. اگر فقط به افرادی بپردازیم که از سال 2000 دکترای خود را دریافت کرده اند ، معدل آن 57 است. این میانگین خیلی بالاتر از مدیون به ما می گوید آنچه بسیاری از ما گمان می کنند درست است: این یک دنیای تقریبا نابرابر است. 10٪ برتر از استناد گیرندگان در نمونه 75٪ ~ از تمام استنادها را به خود اختصاص می دهد.
قانون “h-index since سال پس از دکتری” برای بهره وری علمی احتمالاً کمی بالاست ، حداقل برای محققان IR. میانگین نزدیک به 0.76 است. مورد تصدی با شاخص h از 6 شش سال از دکتری خود را در 75 ام از این گروه صدک. این اطلاعات نوعی کالایی است که باید به کمیته های ارتقاء و تصدی دانشگاه در سراسر دانشگاه منتقل شود ، زیرا مفاهیم مربوط به آنچه بهره وری را تشکیل می دهد ، در همه زمینه ها بسیار متفاوت است. 500 هفتم محقق IR رتبه بندی شده است 71 GS استناد و شاخص h از 5؛ 500 هفتم فیزیکدان رتبه بندی شده است چند بیشتر از آن .
همکاری مشترک بسیار رایج است . برای 59٪ محققان نمونه ، بیشترین استناد به مقاله / کتاب آنها به نویسندگی انفرادی بود. برای 41٪ باقیمانده ، مقاله / کتاب بسیار با استناد به آنها تألیف شده است. جالب اینجاست که ، حتی اگر فقط به افرادی که از سال 2000 دکترای خود را دریافت کرده اند ، نگاه می کنیم. تألیف ، دست کم از مؤثرترین آثار دانشمندان IR ، به نظر نمی رسد این یک واقعه اخیر باشد.
به طور جدی؟ تقریبا 30٪ از محققان IR CV به راحتی در دسترس نیستند که نشان دهنده سال دریافت دکترای آنها است؟ احساس می کنم اظهار نظر دیگری لازم نیست.
با غواصی کمی عمیق تر ، من برای تخمین استنادهای GS پیش بینی شده ، شاخص های h-index و i10 به عنوان تابعی از سال دکترا از صافی پراکندگی وزنه بردار محلی استفاده کردم. نتایج به شرح زیر است و می توان به عنوان میانگین نمره پیش بینی شده برای هر یک برای یک دوره دکتری معین تعبیر کرد. من فقط به سال 1990 برمی گردم ، زیرا داده ها قبل از آن بسیار پراکنده هستند:

سال دکتری پیش بینی CS Cites پیش بینی h-index پیش بینی i10
1990 2685.4 17.2 26.9
1991 2510.9 16.6 25.5
1992 2339.8 15.9 24.2
1993 2174.3 15.3 22.9
1994 2012.4 14.7 21.5
1995 1852.2 14.0 20.2
1996 1698.1 13.3 18.9
1997 1549.4 12.7 17.6
1998 1399.8 12.0 16.3
1999 1260.7 11.3 15.0
2000 1132.8 10.7 13.8
2001 1006.5 10.1 12.7
2002 880.4 9.4 11.4
2003 765.2 8.7 10.2
2004 640.6 8.1 9.0
2005 506.3 7.4 7.8
2006 393.7 6.7 6.5
2007 305.5 6.0 5.5
2008 223.3 5.3 4.5
2009 170.8 4.8 3.6
2010 135.4 4.3 3.0
2011 108.9 3.8 2.4
2012 87.0 3.3 1.9
2013 64.9 2.9 1.4
2014 47.2 2.6 1.1
2015 46.2 2.5 1.0
این داده ها کاملاً کاملاً واضح هستند و از طرفی با انتشار همه ستاره ها (10٪ فوق الذکر ، به علاوه افراد جوان و متوسط ​​بسیار شغلی بسیار ذکر شده) با تعداد استناد وجود دارد که توزیع را محدود می کند. در اینجا همان جدول وجود دارد ، اما میانه مقادیر مشاهده شده را تا سال PhD جایگزین می کند:

سال دکتری Median GS Cites شاخص متوسط ​​h Median i10 ن
1990 1786.0 18.0 24.0 9
1991 2160.0 19.0 27.0 9
1992 1491.5 19.0 29.5 10
1993 1654.0 18.0 22.5 16
1994 1643.0 15.0 19.0 9
1995 1983.0 16.0 17.0 7
1996 583.5 9.5 9.5 20
1997 396.0 10.0 10.0 15
1998 376.0 10.0 11.0 11
1999 755.0 12.5 14.5 24
2000 701.0 11.0 12.0 19
2001 301.0 9.5 9.5 18
2002 153.5 6.0 4.0 28
2003 220.0 8.0 7.0 28
2004 213.0 7.0 5.0 25
2005 144.0 6.0 4.0 15
2006 105.0 5.0 3.5 38
2007 98.0 5.0 4.0 46
2008 78.0 5.0 2.0 54
2009 76.0 5.0 3.0 29
2010 34.5 3.0 1.0 42
2011 22.0 3.0 1.0 46
2012 21.0 2.0 0.0 41
2013 19.0 2.0 1.0 42
2014 17.0 2.0 0.0 33
2015 8.0 1.0 0.0 17
بنابراین اگر شما چند سال از زندگی خود خارج هستید و تعداد استناد شما به سختی رقم دو رقمی می خورد ، نگران نباشید: شما در یک شرکت بسیار خوب هستید.

برخی از هشدارها به ترتیب هستند. اول ، همه افراد نمونه دارای مشخصات Google Scholar هستند و خود را به عنوان یک محقق IR معرفی می کنند. در تمام این نتایج تعصب خود انتخاب وجود دارد. ماهیت تعصب احتمالاً به سمت بالا است ، و معیارهای استناد به نمونه را نسبت به جمعیت مورد علاقه خود هجوم می آورد. این فرض بر این فرض استوار است که افرادی که معتقدند خوب عمل می کنند ، با استفاده از این معیارها ، بیشتر این اطلاعات را عمومی می کنند. من معتقدم که این موضوع به ویژه برای جدیدترین دکترا در نمونه حاد است. دوم ، واقعاً هیچ راهی برای گمانه زنی درمورد تعصب ناشی از محرومیت از کسانی که علمای IR هستند ، اما خود را به عنوان دانشمندان IR معرفی نمی کنند ، وجود دارد. سوم ، من معتقدم که معیارها باید تعارفی باشند نه برای جایگزینی ، برای ارزیابی های ذهنی ما از کار.

معیارها هرگز ارزشیابی ذهنی از شایستگی نظری ، تجربی و هنجاری را به طور کامل تحمل نمی کنند. اما آنها مکمل لازم را برای آنها فراهم می کنند. بنابراین ، چه دلم برایم تنگ شده است؟ و دوست دارید با این داده ها چه کاری انجام دهید؟

[1] همانطور که در آن زمان تصور می شد ، به هر حال.

[2] کدگذاری بین 7/16/15 و 8/3/15 صورت گرفت.

[3] هر دو استاد دکتری من ، استفان هاگارد و کریستیان گلدیچ ، از این فهرست کنار نمانده اند. شما مرا می کشید!

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>